خرید بک لینک
ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد...!

او نشان کرده ی اینجاست، حواست باشد...! یار من موی سرش ، قیمت صدفرهاد است ...

قصه اش قصه ی فرداست ، حواست باشد...!

گرچه بدجور دلم تنگه نگاهش گشته همچنان شاه غزل هاست ، حواست باشد...!

او نگاهم نکند ، یا نخرد حرف مرا .... هرچه هست بین خود ماست ، حواست باشد...!

همه ی دلخوشی و زندگی ام ، بودن اوست ...

برود ، آخرررررر دنیاست ! حواست باشد...!

نگذاری احدی تیشه برویش بزند...! نگذار .... لطفا نگذار ....

شیشه ی عمر من آنجاست ، حواست باااااااشد ..............!!!!!!

برچسب: نویسنده: طاها طاهری تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 18:34

تا تو هستي و غزل هست، دلم تنها نيستمحرمي چون تو هنوزم به چنين دنيا نيستازتو، تا ما،سخن عشق همان است که رفتکه در اين وصف زبان دگــري، گــويا نيستتـو چه رازي که به هر شيوه تو را ميجويمتازه مي يابم

برچسب: نویسنده: طاها طاهری تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 18:34

به هوای تو تمنا شده ام می دانی؟

گم شدم در تو و پیدا شده ام میدانی؟

مثل تقویم ورق خورده و باطل شده ام

غرق دیروز و فردا شده ام میدانی؟

بی خبر در پی حادثه ی گنگ و غریب

چشم برهم زده ام تا شده ام میدانی؟

مثل یک شهر که در آتش اسکندر سوخت

در بیابان دلم جا شده ام میدانی؟

من هنوز از همه ی شهر شکایت دارم

بین این قوم چه تنها شده ام میدانی ؟؟؟؟؟؟؟؟

برای دل خسته م که نفس هایت را کم دارد....

برچسب: نویسنده: طاها طاهری تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 18:34

صفحه بندی